۹ فروردین ۱۴۰۵، ۹:۱۴

وقتی دریا قصه‌گو می‌شود/سفر به قلب ناشناخته‌ها

وقتی دریا قصه‌گو می‌شود/سفر به قلب ناشناخته‌ها

طوفانی سهمگین، خانواده شهرزاد را در دل دریایی ناشناخته به سفری ناخواسته و پرمخاطره می‌کشاند. در جلد اول مجموعه «شهرزاد، دختر شرقی» شاهد تلاش این خانواده برای بقا خواهیم بود.

به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «شهرزاد دختر شرقی» در ۱۵جلد قرار است در راستای تقویت هویت مستقل ایرانی‌_اسلامی نوجوانان و جوانان تلاش کند. تقابل شخصیت اصلی داستان، شهرزاد، با شخصیت منفی داستان و کشمکش‌های پیوسته روایت، موجب افزایش جذابیت اثر برای مخاطبان نوجوان شده و آنان را به تفکر و تحلیل داستان ترغیب می‌کند.

تصویرگری‌های یکپارچه و قابل توجه فضای داستان را باورپذیرتر کرده و زمینه ارتباط بهتر نوجوانان با اثر را فراهم آورده است. در بین کتاب‌های منتشر شده روایت‌هایی با قهرمان دختر سهم کمتری داشته است. «شهرزاد، دختر شرقی» با هدف پر کردن این خلأ و ارائه الگویی متفاوت برای مخاطبان نوجوان شکل گرفته است.

قرار است در این گزارش به سراغ جلد اول این مجموعه به اسم «جزیره ماهی» برویم که به سفر دریایی می‌پردازد که در میانه آب‌ها قرار دارد و سفری ماجراجویانه را رقم می‌زند.

همدلی رمز عبور از بحران‌ها

سفر خانوادگی یکی از ویژگی‌های مثبت کتاب است. در ابتدای داستان با بحرانی مواجه می‌شویم که خانواده شهرزاد دچار گردباد در دریا و آسیب به کشتی می‌شوند که با همدلی و همکاری یکدیگر از این ماجرای سهمگین عبور می‌کنند. در این بخش داستان شجاعت شهرزاد به عنوان فرزند بزرگ در خانواده و کمک و همکاری او به خانواده نقش پررنگی دارد و به خوبی نشان دهنده این موضوع است که اتحاد باعث می‌شود تا بحران‌های سخت و زیادی را پشت سر گذاشت.

در دل داستان حیوانات آبزی که وجود دارند را بر اساس ویژگی‌های ذاتی که متعلق به هرکدام است به خوبی بیان می‌کند و داستان را از دید آنان جلو می‌برد. به طور مثال وجود نهنگ، اره‌ماهی و دلفین در دل دریا کاملا امری طبیعی است اما اینکه اره ماهی موجودی خطرناک است، در دل داستان هم خطرناک بودن و خبیث بودن آن حفظ شده و برای شهرزاد و خانواده‌اش دردسرهایی را ایجاد می‌کند. از سوی دیگر وجود دلفین‌ها نقشی کمک‌کننده برای خانواده شهرزاد دارد و همواره یاری‌رسان آنان بوده است. این نقش آنان به خوبی نشان‌دهنده ارتباط مثبت آنان با انسان‌ها است.

سفر به جزیره‌ای مرموز

ورود خانواده شهرزاد به این جزیره که شکل ماهی به خود دارد نطقه عطف داستان است، که بسیار عجیب و غیرقابل باور برای ساکنان این جزیره است. اتفاقی در پشت صحنه داستان قرار دارد که تلاش می‌کند تا غریبه‌ای وارد این جزیره نشود و کسی نیز از آن خارج نشود. هنگام مواجه شهرزاد و خانواده‌اش با چنین اتفاقاتی ویژگی‌های دیگر آبزیان و حیوانات داخل داستان نیز بیان می‌شود که در حین بیان داستان نکات آموزش دهنده و قابل توجه است.

به طور مثال ویژگی دلفین‌ها و گوش قوی آنان برای شنیدن حتی صداهای ریزی که انسان‌ها از شنیدن آن ناتوان هستند. یا حتی مرموز بودن حیواناتی همچون موش و خفاش که به شخصیت منفی داستان کمک می‌کنند تا این خانواده به هدف خود نرسند.

«شهرزاد، دختر شرقی» در جلد اول خود به سراغ ناشناخته‌های جزایر دریایی می‌رود که شاید کمتر کسی از وجود آن باخبر باشد و حقایق منتشر شده و در حد شنیده باقی مانده باشد. به همین جهت داستان این ناشناخته‌ها را همراه با داستانی آموزنده و قابل توجه برای مخاطب نوجوان بیان می‌کند.

همانطور که بیان شد یکی از ویژگی‌های موثر داستان اشاره به خانواده دوستی و همدلی و اتحاد در بین اعضای خانواده است که حتی کوچترین عضو خانواده نیز تلاش می‌کند تا نقشی کوچک و موثری نیز در جهت رسیدن به اهداف کار خود داشته باشد.

یکی دیگر از نکات مثبت کتاب شکست دشمنی است که با آن مواجه نشده‌اند اما با همین راز اتحاد و همدلی در بین اعضای خانواده و اهالی جزیره یکی پس از دیگری نقش‌های آن را نقش برآب می‌کنند. وجود یک قهرمان دختر در این میان می‌تواند نکته‌ قابل توجه دیگری باشد که برای مخاطبان داستان را خواندنی‌تر کند.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

اگر برای شما هم مشکلی پیش آمد، سوت بزنید تا من بیایم.
شیرزاد سوت بلبلی زد. همگی خندیدند. پدر دستی روی سر شیرزاد کشید و گفت: آفرین پسرم خوب بود. مواظب مادر و خواهرهایت باش.

چوب دستی را به شیرزاد داد و به طرف ساحل رفت. دریا از بین درخت ها دیده می شد.

آرکیو از دور پرواز کنان به طرف آنها آمد.

مادر شهرزاد و مهرزاد مشغول کندن صمغ‌ها و ریختن آنها توی سطل شدند. شیرزاد که می‌خواست نگهبانی بدهد چوب دستی را روی شانه‌اش گذاشت. نزدیک شهرزاد ایستاد و دورو برش را نگاه کرد.

پره‌های ملخی بالای سر تی‌تی باز شد و او به طرف درختی که صمغ زیادی داشت پرواز کرد. دستش را که برای کندن صمغ به درخت نزدیک کرد، به آن چسبید و خودش آویزان شد

_چسبیدم...چسبیدم...

مقداری صمغ از جای وصل شدن سر و گردن تی‌تی وارد بدنش شد. مهرزاد با خنده به طرف تی‌تی رفت و گفت: چه کار کردی؟
تی‌تی فریاد زد غول ها گرفتنم... غول ها گرفتنم...

مهرزاد دستش را دور کمر تی‌تی انداخت و او را کشید. صمغ کش آمد. مهرزاد تی‌تی را بیشتر کشید. تی‌تی از صمغ جدا شد و هر دو روی زمین پرت شدند. تی‌تی رو به شهرزاد کرد و با فریاد گفت: غول‌ها گرفتنم ...

مجموعه اول کتاب «شهرزاد، دختر شرقی» در ۸۰صفحه و با قلم محمدرضا سرشار، شیرین حمزه و رقیه ذاکری در انتشارات به‌نشر منتشر شده است.

کد مطلب 6785417

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha